تبليغاتX
درانتظارفرج یوسف فاطمه(س)ياخلیفه الرحمان

درانتظارفرج یوسف فاطمه(س)ياخلیفه الرحمان

صبر و سکوت و نجابت پربهاترین نعمت خدا به بندگانش هست

امام رضا (علیه السلام) کیست؟

صفات ممتاز و ملکوتی امام خود به خود او را برای احراز مقام امامت به مردم معرفی می کند؛ زیرا امام از نظر علم و تقوی و شجاعت و زهد و سایر ملکات نفسانی بر همگان برتری دارد و همین برتری و تفوق او دلیل بر امامت اوست. چنانکه خلیل بن احمد بصری درباره حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) گوید:

احتیاج الکل الیه و استغنائه عن الکل دلیل علی انه امام الکل؛ نیازمندی تمام مردم به او و بی نیازی او از همه مردم دلیل بر این است که او امام همه است .

اما برای اتمام حجت هم تصریحات امام قبلی درباره نصب و لازم و مزید بر علت می باشد که ذیلا به چند فقره از نصوص درباره امامت حضرت رضا (علیه السلام) اشاره می گردد:

 

1- داود رقی گوید:

به حضرت امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم که: قربانت گردم! سن من زیاد شده، دستم را بگیر و از آتش نجاتم ده و بفرمائید که امام و صاحب اختیار ما پس از شما کیست؟ آن حضرت به پسرش ابوالحسن الرضا (علیه السلام) اشاره کرد و فرمود: امام شما پس از من اوست.

 

2- نعیم قابوسی گوید:

امام موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: فرزندم علی بزرگترین اولاد من است و پیش من محبوب ترین آنهاست. با من در جفر نگاه می کند و جز پیغمبر یا وصی او کس دیگری در جفر نگاه نمی کند.
 

3- محمد بن اسحق بن عمار گوید:

به حضرت امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: آیا مرا به کسی که دین خود را از او یاد بگیرم راهنمائی نمی کنید؟ فرمود: (آن کس را که تو خواهی) این پسرم علی است.

 

4- زیاد بن مروان قندی که از جماعت واقیه (1) بود، گوید:

من خدمت ابی ابراهیم (امام هفتم) رسیدم. در آن موقع پسرش ابوالحسن (حضرت رضا علیه السلام) در نزد او بود. فرمود: یا زیاد این فرزند من است کنتاب او کتاب من و سخن او سخن من و فرستاده او فرستاده من است و هر چه او گوید همان حق است.

 

5- مخزومی که نسبش از جانب مادر به جعفر بن ابیطالب می رسد گفت:

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) کسی را نزد ما فرستاد و ما را گرد آورد آنگاه فرمود: آیا می دانید برای چه شما را خواستم؟ عرض کردیم: نه! فرمود: گواه باشد که این پسرم وصی من و متصدی امر و جانشینم پس از من خواهد بود هر که از من طلبی دارد از این بگیرد و هر کس وعده ای از من دارد از او بخواهد و هر که از دیدن خود من چاره ای ندارد با من مکاتبه کند.

 

6- داود بن سلیمان گوید:

به حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) عرض کردم: من می ترسم حادثه ای پیش آید و دیگر شما را نبینم پس مرا اطلاع دهید که امام پس از شما کیست؟ فرمود: پسر فلان یعنی ابوالحسن علی بن موسی الرضا (علیه السلام).

 

7- نصر بن قابوس گوید:

به حضرت ابی ابراهیم موسی کاظم (علیه السلام) عرض کردم که من ازپدرت (امام صادق علیه السلام) پرسیدم که امام پس از شما کیست به من فرمود که آن امام شمائید و چون آن حضرت رحلت فرمود مردم پراکنده شدند ولی من و یارانم به شما معتقد شدیم. اکنون هم شما امام پس از خود را به من معرفی کنید فرمود: فلانی (اشاره به علی بن موسی الرضا علیه السلام).

 

8- داود بن زربی گوید:

مالی به خدمت موسی بن جعفر (علیه السلام) آوردم و آن حضرت مقداری از آن را برداشت و باقی را باز گذاشت. عرض کردم: خدا کار تو را اصلاح فرماید چرا مقداری از نزد من گذاشتی؟ فرمود: صاحب امر آن را از تو مطالبه می کند چون خبر شهادت آن جناب رسید. حضرت ابوالحسن الرضا (علیه السلام) نزد من فرستاد و آن مال را مطالبه فرمود و من هم تحویلش دادم.

 

9- حسین بن بشیر گوید:

موسی بن جعفر (علیه السلام) فرزند خود، علی را بر ما امام قرارداد همچنان که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم، امیرالمومنین (علیه السلام) را امام قرارداد. آنگاه فرمود: ای اهل مدینه (یا اینکه فرمود ای اهل محل) این وصی من است بعد از من.

 

10-مفضل بن عمر گوید:

بر امام موسی بن جعفر (علیه السلام) وارد شدم در حالی که فرزندش علی در کنارش بود و او را می بوسید و بر شانه خود می گذاشت و می فرمود: چقدر پاک و طاهر است خلقت تو و چقدر ظاهر است فضل تو! عرض کردم: قربانت گردم از این طفل محبتی در قلب من قرار گرفت که از برای احدی جز شما قرار نگرفته بود. حضرت فرمود: ای مفضل! منزلت این (فرزند) در نزد من مانند منزلت من در پیش پدرم است و ما ذریه ای هستیم که بعضی از بعض دیگریم و پروردگار به این مطلب شنوا و داناست. عرض کردم:  آیا این طفل پس از شما صاحب امر است؟ فرمود: بلی ؛ هر کس او را اطاعت کند نجات یابد و هر که مخالف او کند کافر گردد.

 

نصوص وارده درباره امامت حضرت رضا (علیه السلام) بسیار بیش از اینها است و احادیث طولانی در این مورد در کتاب های اخبار و احادیث وارد شده است که ما فقط به ذکر نصوص ده گانه بالا اکتفا کردیم. (2)
چون زندگانی سیاسی امام رضا (علیه السلام) در زمان مامون به وقوع پیوسته و به دعوت او از مدینه به سوی خراسان حرکت و در سناباد طوس (مشهد فعلی) مسموم و شهید شده است، ما پیش از ورود به شرح ماوقع قبلا علل و موجباتی را که مولد چنین حوادثی بوده است طی چند فصل آینده بررسی نموده وسپس در بخش سوم به موضوع مورد بحث اشاره می نمائیم.

 


پاورقی:

1ـ واقیفه جماعتی بودند که امامت را در امام موسی کاظم (علیه السلام) توقف دادند و او را مهدی موعود نامیدند و گفتند که نمرده است و برخی از آنها نیز منکر امامت حضرت رضا (علیه السلام) شدند و علت این بود که مقداری از اموال به دستور امام هفتم در موقعی که در زندان هارون به سر می برد در دست آنان بود و آنها پس از رحلت امام هفتم برای تصاحب اموال مزبور و برای اینکه آن را به امام بعدی تحویل ندهند امامت حضرت رضا (علیه السلام) را انکار نمودند.

2ـ اصول کافی جلد 1 کتاب الحجه - ارشاد شیخ مفید جلد 2 باب العشرین فصل 1 – عیون اخبار الرضا (علیه السلام) جلد 1 – ترجمه اعلام الوری صفحات  425 و 426 – مسند الامام الرضا (علیه السلام) جلد 1 صفحه 18 تا 37

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 22:13  توسط   | 

بسمه تعالى
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
یا امام رضا (ع)
 




امامت،اوج عقلانیت،منتهای عشق وصمیمیت...

عبدالعزیز بن مسلم می‌گوید که ما به همراه امام رضا (علیه السلام) در مرو بودیم. در آغاز ورود، در مسجد جامع شهر جمع شدیم. حضار در مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسیار مردم در آن زمینه را بازگو می‌کردند. من خدمت امام رضا (علیه السلام) رفتم و گفتگوی مردم را در بحث امامت به عرضش رساندم. حضرت، لبخندی زد و فرمود: "ای عبدالعزیز، مردم نفهمیدند و از آرای صحیح خود فریب خورده و غافل گشتند...
مگر مردم مقام و منزلت امامت را در میان امت می‌دانند تا روا باشد که به اختیار و انتخاب ایشان واگذار شود؟ همانا امامت قدرش والاتر، شأنش بزرگتر، منزلتش عالیتر، مکانش بالاتر و عمقش ژرفتر از آنست که مردم با عقل خود به آن برسند یا با آرایشان آن را دریابند و یا با انتخاب خود امامی منصوب کنند. امامت مقامی است که خدای عز و جل بعد از رتبه نبوت و خلیل بودن به ابراهیم خلیل اختصاص داد و با آن فضیلت، مشرفش ساخت و نامش را بلند و استوار نمود و فرمود: "همانا من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم."(1) ابراهیم خلیل از نهایت شادمانیش برای آن مقام عرض کرد: "از فرزندانم چطور؟"(2) خدای تبارک و تعالی فرمود: "پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد."(3) پس این آیه امامت را برای ستمکاران تا روز قیامت باطل ساخت و برای برگزیدگان گذارد. سپس خدای تعالی ابراهیم را شرافت داد و امامت را در فرزندان برگزیده و پاکش قرار داد و فرمود: "و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی بخشیدیم؛ و همه آنان را مردانی صالح قرار دادیم! و آنان را امامانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می‌کردند..."(4)
امام، همدم و رفیق، پدر مهربان، برادر برابر، مادر دلسوز به کودک، پناه بندگان خدا در گرفتاریهای سخت است. امام امین خدا در میان بندگان اوست و حجت خدا بر بندگانش و خلیفه او در شهرهایش و دعوت کننده بسوی او و دفاع کننده از حقوق اوست. امام از گناهان پاک و از عیبها برکنار است.
همانا چون خدای عز و جل بنده‌ای را برای اصلاح امور بندگانش انتخاب فرماید، سینه‌اش را برای آن کار باز کند (به او شرح صدر عطا کند) و چشمه‌های حکمت را در دلش گذارد و علمی به او الهام کند که از آن پس، از پاسخی (پاسخ پرسشی) در نماند و از درستی منحرف نشود. پس او معصوم و تأئید شده و با توفیق و استوار گشته است. از هر گونه خطا و لغزش و افتادنی در امان است. خدا او را به این صفات امتیاز بخشیده است تا حجت رسای او بر بندگانش و گواه بر مخلوقاتش باشد و این بخشش و کرم خداست که به هرکه خواهد عطا کند و خدا دارای کرم و بزرگی است.
آیا مردم چنان قدرتی دارند که بتوانند چنین کسی را انتخاب کنند و یا ممکن است انتخاب شده آنان این گونه باشد تا او را پیشوا سازند؟...

پاورقی‌ها:
1- "... إنی جاعلک للناس إماما..." (سوره بقره، آیه 124)
2- "... و من ذریتی..." (سوره بقره، آیه 124)
3- "... لا ینال عهدی الظالمین" (سوره بقره، آیه 124)
4- "و وهبنا له اسحاق و یعقوب نافلة و کلا جعلنا صالحین و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا..." (سوره انبیاء، آیه 73 – 72)
نقل است أز پايگاه رشد
 

یا امام رضا (ع)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 22:12  توسط   |