امام رضا (علیه السلام) کیست؟
صفات ممتاز و ملکوتی امام خود به خود او را برای احراز مقام امامت به مردم معرفی می کند؛ زیرا امام از نظر علم و تقوی و شجاعت و زهد و سایر ملکات نفسانی بر همگان برتری دارد و همین برتری و تفوق او دلیل بر امامت اوست. چنانکه خلیل بن احمد بصری درباره حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) گوید:
احتیاج الکل الیه و استغنائه عن الکل دلیل علی انه امام الکل؛ نیازمندی تمام مردم به او و بی نیازی او از همه مردم دلیل بر این است که او امام همه است .
اما برای اتمام حجت هم تصریحات امام قبلی درباره نصب و لازم و مزید بر علت می باشد که ذیلا به چند فقره از نصوص درباره امامت حضرت رضا (علیه السلام) اشاره می گردد:
1- داود رقی گوید:
به حضرت امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم که: قربانت گردم! سن من زیاد شده، دستم را بگیر و از آتش نجاتم ده و بفرمائید که امام و صاحب اختیار ما پس از شما کیست؟ آن حضرت به پسرش ابوالحسن الرضا (علیه السلام) اشاره کرد و فرمود: امام شما پس از من اوست.
2- نعیم قابوسی گوید:
امام موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: فرزندم علی بزرگترین اولاد من است و پیش من محبوب ترین آنهاست. با من در جفر نگاه می کند و جز پیغمبر یا وصی او کس دیگری در جفر نگاه نمی کند.
3- محمد بن اسحق بن عمار گوید:
به حضرت امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: آیا مرا به کسی که دین خود را از او یاد بگیرم راهنمائی نمی کنید؟ فرمود: (آن کس را که تو خواهی) این پسرم علی است.
4- زیاد بن مروان قندی که از جماعت واقیه (1) بود، گوید:
من خدمت ابی ابراهیم (امام هفتم) رسیدم. در آن موقع پسرش ابوالحسن (حضرت رضا علیه السلام) در نزد او بود. فرمود: یا زیاد این فرزند من است کنتاب او کتاب من و سخن او سخن من و فرستاده او فرستاده من است و هر چه او گوید همان حق است.
5- مخزومی که نسبش از جانب مادر به جعفر بن ابیطالب می رسد گفت:
حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) کسی را نزد ما فرستاد و ما را گرد آورد آنگاه فرمود: آیا می دانید برای چه شما را خواستم؟ عرض کردیم: نه! فرمود: گواه باشد که این پسرم وصی من و متصدی امر و جانشینم پس از من خواهد بود هر که از من طلبی دارد از این بگیرد و هر کس وعده ای از من دارد از او بخواهد و هر که از دیدن خود من چاره ای ندارد با من مکاتبه کند.
6- داود بن سلیمان گوید:
به حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) عرض کردم: من می ترسم حادثه ای پیش آید و دیگر شما را نبینم پس مرا اطلاع دهید که امام پس از شما کیست؟ فرمود: پسر فلان یعنی ابوالحسن علی بن موسی الرضا (علیه السلام).
7- نصر بن قابوس گوید:
به حضرت ابی ابراهیم موسی کاظم (علیه السلام) عرض کردم که من ازپدرت (امام صادق علیه السلام) پرسیدم که امام پس از شما کیست به من فرمود که آن امام شمائید و چون آن حضرت رحلت فرمود مردم پراکنده شدند ولی من و یارانم به شما معتقد شدیم. اکنون هم شما امام پس از خود را به من معرفی کنید فرمود: فلانی (اشاره به علی بن موسی الرضا علیه السلام).
8- داود بن زربی گوید:
مالی به خدمت موسی بن جعفر (علیه السلام) آوردم و آن حضرت مقداری از آن را برداشت و باقی را باز گذاشت. عرض کردم: خدا کار تو را اصلاح فرماید چرا مقداری از نزد من گذاشتی؟ فرمود: صاحب امر آن را از تو مطالبه می کند چون خبر شهادت آن جناب رسید. حضرت ابوالحسن الرضا (علیه السلام) نزد من فرستاد و آن مال را مطالبه فرمود و من هم تحویلش دادم.
9- حسین بن بشیر گوید:
موسی بن جعفر (علیه السلام) فرزند خود، علی را بر ما امام قرارداد همچنان که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم، امیرالمومنین (علیه السلام) را امام قرارداد. آنگاه فرمود: ای اهل مدینه (یا اینکه فرمود ای اهل محل) این وصی من است بعد از من.
10-مفضل بن عمر گوید:
بر امام موسی بن جعفر (علیه السلام) وارد شدم در حالی که فرزندش علی در کنارش بود و او را می بوسید و بر شانه خود می گذاشت و می فرمود: چقدر پاک و طاهر است خلقت تو و چقدر ظاهر است فضل تو! عرض کردم: قربانت گردم از این طفل محبتی در قلب من قرار گرفت که از برای احدی جز شما قرار نگرفته بود. حضرت فرمود: ای مفضل! منزلت این (فرزند) در نزد من مانند منزلت من در پیش پدرم است و ما ذریه ای هستیم که بعضی از بعض دیگریم و پروردگار به این مطلب شنوا و داناست. عرض کردم: آیا این طفل پس از شما صاحب امر است؟ فرمود: بلی ؛ هر کس او را اطاعت کند نجات یابد و هر که مخالف او کند کافر گردد.
نصوص وارده درباره امامت حضرت رضا (علیه السلام) بسیار بیش از اینها است و احادیث طولانی در این مورد در کتاب های اخبار و احادیث وارد شده است که ما فقط به ذکر نصوص ده گانه بالا اکتفا کردیم. (2)
چون زندگانی سیاسی امام رضا (علیه السلام) در زمان مامون به وقوع پیوسته و به دعوت او از مدینه به سوی خراسان حرکت و در سناباد طوس (مشهد فعلی) مسموم و شهید شده است، ما پیش از ورود به شرح ماوقع قبلا علل و موجباتی را که مولد چنین حوادثی بوده است طی چند فصل آینده بررسی نموده وسپس در بخش سوم به موضوع مورد بحث اشاره می نمائیم.
پاورقی:
1ـ واقیفه جماعتی بودند که امامت را در امام موسی کاظم (علیه السلام) توقف دادند و او را مهدی موعود نامیدند و گفتند که نمرده است و برخی از آنها نیز منکر امامت حضرت رضا (علیه السلام) شدند و علت این بود که مقداری از اموال به دستور امام هفتم در موقعی که در زندان هارون به سر می برد در دست آنان بود و آنها پس از رحلت امام هفتم برای تصاحب اموال مزبور و برای اینکه آن را به امام بعدی تحویل ندهند امامت حضرت رضا (علیه السلام) را انکار نمودند.
2ـ اصول کافی جلد 1 کتاب الحجه - ارشاد شیخ مفید جلد 2 باب العشرین فصل 1 – عیون اخبار الرضا (علیه السلام) جلد 1 – ترجمه اعلام الوری صفحات 425 و 426 – مسند الامام الرضا (علیه السلام) جلد 1 صفحه 18 تا 37


